نیا باران
نیا لعنتی
امشب با دیگری بیرون است

سرما میخورد

..............

شهامت می خواهد...
ســـرد باشی و گــــرم لبخند بزنی..
--------
شـــایــــــــد دل بـــِــکــَـــنـــَـــم ..
امـــــــا ...
دل نــِــمیــشـکــَـــنـــَـ ــم ... 
مثل تـــو ..............!
--------
و به عنوان جمله ی آخر:
دلم هوس یک دوست لوتی کرده
یک رفیقِ شش دانگ
یک آرامِ دل ، کسی که امتحانش را در رفاقت پس داده
و دیگر محک زدن و زیر و رو کردنی در کار نباشد...
رفیقی که من نگویم و او بشنود…
بخندم و حجــم بغضم را در خنده ام ببیند…
رفیقی که بگویمش برو ، اما بماند
که نرود ، وقتی ماندنش آرامم می کند